تبليغاتX
سفر به دیگری
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
بودجه و خاطرات

احمد توكلي گاه به گاه حرف‌هاي قابل تأملي هم بيان مي‌كند. امروز هم در صحن علني مجلس در مخالفت با لايحه بودجه سال 1389 و آن‌چه از كميسيون تلفيق بيرون آمده گفته است: «تنظيم بودجه همانند سياست‌گذاري كلان در پي آن است كه ثبات اقتصادي را ايجاد يا حفظ كند، نرخ رشد اقتصادي را افزايش دهد و به توزيع عادلانه درآمدها بيانجامد در حالي‌كه لايحه و مصوبه كميسيون تلفيق اين گونه صفات را ندارند.» وي ادامه داده است «لايحه دولت بيشتر به بسته‌هاي سياستي بانك جهاني و صندوق بين‌المللي پول شباهت دارد و ياداور بودجه‌اي است كه در سال 74 منجر به تورم 49 درصدي شده بود.»  و سپس پيش‌بيني كرده كه تورم ناشي از درآمد دو برابر شده از محل هدفمند كردن يارانه‌ها، به تورم 59 درصدي منجر خواهد شد. وي با انتقاد از توزيع نقدي يارانه‌ها مي‌افزايد «مگر حكومت وظيفه دارد همه مردم را جيره بگير كند؟»[1]

بعد يك نماينده ديگري پيدا شده گفته است «خستگي آن هم در سن و سال نمايندگي با كار كارشناسي و دقيق در كميسيون تلفيق جور در نمي‌آيد به همين دليل هم هست كه در مجلس در ميان جلسات تنفس مي‌دهند راي گيري سرسري در برخي كميته‌هاي فرعي كميسيون تلفيق، ‌كار درستي نبوده است.» يعني در كميسيون تلفيق كه درباره سرنوشت كشور و مردم تصميم گرفته مي‌شود نيز سرسري رأي‌گيري هم مي‌كنند. «وي در واكنش به سخنان نادران كه گفته بود صداي طبل گزارش كميسيون تلفيق سال آينده در خواهد آمد گفت: از همين الان هم صداي اين لايحه درآمده است و مطمئنا صداي مردم هم در خواهد آمد.»[2]

واقعيت اين است كه بايد براي مطلبي درباره اين گفته‌ها، عنوان «بدون شرح» را برگزيد و در سلسله برنامه‌هاي ديدني‌ها پخش كرد و بعدش هم يك كارتون پت و مت ديد. هر كجاي دنيا بود منتقدان روزگار بروكرات‌هايي را كه چنين بودجه‌اي نوشته‌اند را سياه مي‌كردند. اما حالا كه آن‌ها كه حرف‌شان تأثيري دارد سكوت پيشه كرده‌اند، بگذاريد فقط خاطرات مرور كنيم.

مناظره محمود احمدي‌ن‍ژاد و ميرحسين موسوي را يادتان هست؟ ميرحسين گفت من احساس خطر مي‌كنم و احمدي‌نژاد گفت «آن موقع كه تورم 49 درصد بود چرا احساس خطر نكرديد؟» بگذريم كه همان موقع نيز ميرحسين حرف‌هايش را گفت و اعلام خطر كرد و دولتمردان به راه خود رفتند و برخي در همان ايام، نه تنها احساس خطر نكردند، بلكه سمت استانداري را هم قبول كردند. اما، امروز كسي نيست كه بپرسد آيا نبايد از بودجه‌اي كه تورم 59 درصدي براي آن پيش‌بيني مي‌شود احساس خطر كرد؟

يادتان هست گفته بودند اگر هدفمند كردن يارانه‌ها اجرا شود، ظرف پنج سال جزء 10 قدرت اقتصادي جهان مي‌شويم؟ خب حالا آقاي توكلي گفته‌اند اين بودجه رشد اقتصادي را افزايش نمي‌دهد. همان موقع محاسبه كردم كه براي يكي از 10 قدرت شدن، به رشد 34 درصدي در سال نيازمنديم. حال بودجه‌اي كه رشد اقتصادي را افزايش نمي‌دهد را چه كنيم؟

بيچاره محمد خاتمي و اصلاح‌طلبان كه متهم بودند از نسخه بانك جهاني و صندوق بين‌المللي پول تبعيت مي‌كنند. حال چه شده كه بودجه را عين توصيه‌هاي بانك جهاني و صندوق بين‌المللي پول مي‌نويسند؟ يادتان هست مجلس ششم تصويب كرده بود كه ساليانه درصدي به قيمت حامل‌هاي انرژي افزوده شود تا در درازمدت قيمت آن‌ها واقعي گردد؟ مجلس هفتمي‌ها از راه نرسيده آن‌را لغو كردند با اين استدلال كه تورم‌زاست و بر فقرا فشار مي‌آورد. بيچاره هاشمي رفسنجاني كه نامش به پذيرش ايدئولوژي‌هاي اقتصادي توصيه شده توسط غرب گره خورده و سرسلسله اشراف‌سالاري تلقي مي‌شود. اگر تورم 40 درصدي و 59 درصدي جز فقيرزدايي و اشراف‌زايي كاري نمي‌كند، چرا تاج افتخار اشراف‌زايي فقط زيبنده نام آقاي هاشمي و دولت سازندگي باشد؟

و آه اين صداي طبل بودجه!! در سال آينده، در ايامي كه كنسرت‌ها تعطيل، صداها خفه، سكوت‌ها طولاني، صحبت‌ها بريده بريده و ... چه بي‌مهابا و گوشخراش خواهد بود.



[1] . http://www.ilna.ir/newsText.aspx?ID=112139

[2] . http://www.ilna.ir/newsText.aspx?ID=112135

|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در دوشنبه 17 اسفند1388 و ساعت 14:42 | 
اخبار نشر

نویسنده اگر ننویسد دق می‌کند. برخی فکر می‌کنند نویسنده‌ها می‌نویسند تا بقیه را آگاه کنند، ولی من فکر می‌کنم نویسنده‌ها می‌نویسند تا اول خودشان را نجات دهند. به سختی می‌توان از شر اندیشه‌ای که به ذهن فشار می‌آورد تا بیرون بزند خلاص شد، اگر جلوی آن‌را سد کنی مریضت می‌کند و لاجرم در جایی مثل این‌جا، عاقبت قریب به اتفاق نویسنده‌هایی که حرفی برای گفتن دارند، آن‌ها که اندیشه‌ای به سرشان فشار می‌آورد، یا مریضی است یا آوارگی و ... . بعضی وقت‌ها باید نوشت تا پیش خودت از خجالت آن‌چه می‌خواهی بنویسی و نمی‌نویسی یا جرأت نمی‌کنی بنویسی، یا هر کوفت دیگری بیرون بیایی. همین مواقع است که در کمال پر رویی و البته شرمندگی مجبور می‌شوی اخبار نشر بنویسی. حال آدم را به هم می‌زند، ولی از مرداب ننوشتن که بدتر نیست. 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در پنجشنبه 29 بهمن1388 و ساعت 22:46 | 
محاسبه‌ای کوچک

خوانندگانی دائم یادداشت برایم می‌نویسند که چرا چیزی نمی‌نویسی. راستش دنبال نوشتن چیزی می‌گشتم که یکی پیدا نشود بگوید این‌ها «الهیات مدرن» است که به اسم علم اجتماعی به خورد بقیه می‌دهیم. گفتم درباره یک چیزی بنویسم که از جنس حساب و کتاب باشد. از جنس دو دو تا چهارتا، که نگویند دنیا را از دید خودت دیده‌ای و ایدئولوژی جامعه‌شناسی را برای فریب مردم به‌کار گرفته‌ای. در همین گیر و دار به عبارات زیر در گفته‌های یکی از مسئولین بانکی برخوردم و گمان می‌کنم می‌شود عقل‌مان را فارغ از ایدئولوژی به‌کار گیریم. من با چند جمع و ضرب و تقسیم ساده استدلال می‌کنم. اول گفته‌های این مقامات را بخوانید.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در جمعه 16 بهمن1388 و ساعت 0:23 | 
خنده خدا

آيت‌الله العظمي منتظري دار فاني را وداع گفت، و من بيش از هر چيز به عبرت عجيب تاريخ مي‌نگرم. خوانده‌هايم از نوشته‌هاي كثير ايشان اندك است. سبك دينداري او را از منظر مجموعه سه جلدي درس‌هاي نهج‌البلاغه و موضع‌شان درباره نظريه سياسي را از چشم‌انداز كتاب حكومت ديني و حقوق انسان شناختم. مواضع ايشان درباره جريانات سياسي روزمره را نيز از خلال آن‌چه در روزهاي بعد از انتخابات بيان كرد دريافتم. كثرت نوشته‌هايش و غنايي كه در همين محدود خوانده‌هاي من از كثير نوشته‌هاي وي آشكار مي‌شود، جداي از هر موضع سياسي، احساس عميق احترام به او را برمي‌انگيزد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در دوشنبه 30 آذر1388 و ساعت 11:28 | 
آقای سفیر، خوشا به حالت

سی سال است که یک سالن کنسرت نساخته‌ایم، نشان دادن ساز موسیقی در تلویزیون اشکال دارد، اهل موسیقی بر سر موضوع ساده گرفتن حق و حقوق پخش آثارشان از تلویزیون و رادیو شکایت به کجاها که نبرده‌اند، گرفتن مجوز یک کنسرت هزار دردسر دارد و دست آخر شاید کنسرت را لغو کنند،


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در جمعه 20 آذر1388 و ساعت 18:16 | 
روش تطبیقی و استفاده از جبر بولی در پژوهش تطبیقی

روش تطبیقی به‌طور کلی در دپارتمان‌های علوم اجتماعی ایران مهجور است و تعداد دانشجویان و اساتیدی که از این روش پژوهش و موضوعات متناسب با آن استقبال می‌کنند اندک است. یکی از علل این امر، فقدان آشنایی با این روش و نبودن متون معتبر در این حوزه است. من برای کاستن از نقایص موجود در زمینه متون مرتبط با روش تطبیقی، کتاب روش تطبیقی: فراسوی راهبردهای کمی و کیفی اثر چارلز ریگین را ترجمه و منتشر کردم. در ادامه همین تلاش برای معرفی روش تطبیقی و آشنا ساختن محققان و دانشجویان با تکنیک‌های روش تطبیقی و استفاده از جبر بولی در حوزه روش تطبیقی، روز دوشنبه 23 آذرماه 1388 در ادامه سلسله نشست‌های علمی گروه علوم اجتماعی، یک نشست علمی برگزار می‌شود که در آن روش تطبیقی و استفاده از جبر بولی در روش تطبیقی را معرفی خواهم کرد.

سخنرانی از ساعت 10 تا 12 روز دوشنبه در آمفی تئاتر دانشکده علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه مازندران برگزار می‌شود. ضمنا در این جلسه، برخی فعالیت‌های علمی دیگر که مرتبط با هفته پژوهش هستند انجام خواهد شد.

مبحث روش تطبیقی و تکنیک‌های مرتبط با آن برای همه محققان و دانشجویانی که در جامعه‌شناسی، اقتصاد، علوم سیاسی و بقیه رشته‌های علوم اجتماعی فعالیت می‌کنند و مایل‌اند موارد کلان اجتماعی (اعم از کشورها، سازمان‌ها یا ساختارهای کلان) را با یکدیگر مقایسه کنند، بینش‌های مهمی در بر دارد. ورود همه علاقمندان به این جلسه آزاد است.

در ضمن، گروه علوم اجتماعی دانشگاه مازندران در نظر دارد در روز ۲۳ آذرماه و بعد از انجام این سخنرانی، از تعدادی از دانشجویان برتر رشته های پژوهشگری، مردم شناسی و دانشجویان کارشناسی ارشد که با نظر جمعی اساتید گروه برگزیده شده اند، تقدیر کند. هم چنین در صورتی که مقدمات اجرایی لازم فراهم شود، نمایشگاه کتاب نیز برگزار می شود. این نمایشگاه شامل کتبی است که افراد به هر دلیلی مایل اند آن ها را در اختیار بقیه قرار دهند. برگزاری چنین نمایشگاه هایی در دنیا متداول است و در آن اساتید یا همه دارندگان کتاب که برخی کتب خود را نیاز ندارند، کتاب های خود را به عنوان کتاب دست دوم و معمولا با قیمت هایی نازل در اختیار دیگران می گذارند.

|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در پنجشنبه 19 آذر1388 و ساعت 9:55 | 
انتشار کتاب معمای فراوانی

برخی کتاب‌ها وقتی منتشر می‌شوند آدم را هیجان‌زده می‌کنند. کتاب معمای فراوانی: رونقهای نفتی و دولتهای نفتی از این گروه کتاب‌هاست. نوشته‌های خانم تری لین کارل را از زمان کار بر روی رساله دکتری و مرور آثارش درباره دموکراتیزاسیون می‌شناختم، اما کتاب The Paradox of Plenty او را از طریق یکی از دوستان شناختم. ایشان توصیه کرد کتاب را ترجمه کنیم که میسر نشد. اما اکنون به همت آقای جعفر خیرخواهان و نشر نی، این کتاب ترجمه و منتشر شده است.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در پنجشنبه 12 آذر1388 و ساعت 8:14 | 
پسته، گربه، گوشت، مدرسه

مصیبت زیستن گاهی چنان بر سرمان خراب می‌شود که گویی باید هفته‌ها سی روزی، ماه 365 روزی و عمر 1000 ساله شود تا از پس سر و سامان دادن به کارها برآییم. اوضاع که این‌ جور می‌شود، دیگر نمی‌توان زیاد نوشت، لاجرم باید مطالب را در هم ترکیب کنم و در یک پست، درباره سه مطلب بنویسم.

به تلخی پسته و انار

اولین مطلب را من ننوشته‌ام و صرفا از این جهت که با خواندنش خون گریسته‌ام، به خودم حق دادم مطلب را لینک کنم. شما هم بخوانید، درباره پسته و انار ایرانی است، شور هستند و ترش، و من بیش از هر چیز تلخی‌اش را حس کردم. شاید تلخ‌اندیشم و احساساتی، شما بخوانید شاید احساس دیگری به شما دست داد. می‌خواهید بخوانید، اینجا را کلیک کنید.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در چهارشنبه 4 آذر1388 و ساعت 23:57 | 
سنجش فساد و رتبه ایران

چند روز است که بحثی درباره اعلام رتبه‌بندی کشورها بر حسب میزان فساد موجود در آن‌ها – بر اساس رتبه‌بندی منتشر شده توسط مؤسسه شفافیت بین‌الملل – و رتبه نامناسب ایران در بین آن در گرفته است. پیش‌تر در جریان انتخابات ریاست جمهوری و مناظرات مربوط به آن چنین بحثی پیش آمده بود. من از دو جهت به این بحث نگاه می‌کنم و در هر دو نگاه ظرایفی وجود دارد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در شنبه 30 آبان1388 و ساعت 22:22 | 
معجزه‌ای در پیش است

خبرگزاری موج گزارش کرده بود محمود احمدی‌نژاد در جلسه مشترک مجلس با دولت گفته است «با اجرای صحیح هدفمند كردن یارانه ها ما ظرف 5 سال آینده نه فقط در سطح منطقه كه قطعا جزء 10  اقتصاد بزرگ جهان می شویم.»[1] ساده‌ترین معنای این عبارت – که تحقق آن بسیار خوشحال کننده خواهد بود – این است که ظرف پنج سال بعد از اجرای طرح پیشنهادی دولت، تولید ناخالص داخلی‌مان از دهمین قدرت اقتصادی امروز دنیا بیشتر خواهد شد.[2] این را از آن جهت می‌نویسم که میزان تولید ناخالص داخلی شاخص خیلی خوبی برای میزان قدرت اقتصادی نیست. این شاخص میزان عادلانه بودن توزیع ثروت را نمی‌سنجد، و درخصوص میزان وابستگی یا استقلال یک کشور برای تولید تکنولوژی، دانش یا تأمین سرمایه لازم برای بازتولید اقتصادی اطلاعاتی ارائه نمی‌دهد. اما اگر به همین شاخص حداقلی قناعت کنیم، دهمین اقتصاد دنیا شدن به این معناست که تولید ناخالص داخلی ایران به مرز 1500 میلیارد دلار خواهد رسید.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در پنجشنبه 21 آبان1388 و ساعت 15:15 | 
تأثیرات اجتماعی توسعه تأسیسات صنعت نفت در مازندران

روز چهارشنبه ۲۰ آبانماه ۱۳۸۸، همایش طرح مسائل اجتماعی مازندران در دانشگاه مازندران برگزار شد. من هم یک مقاله درباره تأثیرات اجتماعی احتمالی توسعه پالایشگاه در مازندران داشتم که متن مقاله را عینا آورده ام.

مباحث متعددی درخصوص توسعه اکتشاف و استخراج منابع نفت در دریای خزر و به دنبال آن استقرار تأسیسات بهره‌برداری و پالایش نفت در سواحل شرق این استان در چند سال گذشته در میان بوده است. موافقان این اقدام توسعه‌ای بر اثرات اقتصادی آن برای استان تأکید می‌کنند و مخالفان عموما بر اثرات مخرب زیست‌محیطی چنین اقدامی بر محیط زیست مازندران و عواقب منفی آن برای عمده‌ترین مزیت اقتصادی استان – کشاورزی و توریسم – تأکید دارند. این مقاله ضمن تأیید نگرانی‌های زیست‌محیطی درخصوص توسعه تأسیسات و فعالیت‌های صنعت نفت در مازندران، به طرح دغدغه‌های اجتماعی ناشی از آن پرداخته و بر ضرورت ارزیابی اثرات اجتماعی این اقدام تأکید می‌کند. این مقاله تأکید دارد که چنین اقدامی می‌تواند گسترش مسائل اجتماعی را در پی داشته و در درازمدت پی‌آمدهای اقتصادی مثبت ناشی از آن‌را تحت تأثیر قرار دهد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در پنجشنبه 21 آبان1388 و ساعت 10:21 | 
حلیم و هول حلیم: سیاست‌ورزی نابخردان

خردادماه هزار و سیصد و شصت و هشت، در گیر و دار امتحانات سال دوم دبیرستان، در روزهایی که جام جهانی در ایتالیا برگزار می‌شد، زلزله‌ای رودبار و منجیل را تکان داد. فاجعه آن‌قدر عظیم بود که این عبارت «عمق فاجعه» را از همان زمان به یاد دارم. روح هر ایرانی به درد و زندگی‌ها تکان خورده بود. یک فوتبالیست آلمانی به نام یورگن کلینزمن پیدا شد و در این میان از فیفا خواست تا بخشی از جریمه‌ای را که بابت دریافت کارت زرد توسط بازیکنان از آن‌ها دریافت می‌شود (مطمئن نیستم، ولی فکر می‌کنم محل تأمین پول همین بود که نوشتم) را به زلزله‌زدگان ایران اختصاص دهد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در سه شنبه 12 آبان1388 و ساعت 21:23 | 
دموكراسي با بوي پشكل

صبح كه سوار ماشين شدم تا راهي دانشگاه شوم، راننده ماشين دست به پيچ راديو برد و صداي گوينده با اين خبر آغاز شد كه: ديروز صدها چوپان اسپانيايي به همراه گوسفندان‌شان در خيابان‌هاي شهر مادريد تظاهرات كردند. اين چوپانان با اين كار خود مي‌خواستند به بر هم خوردن امنيت شغلي‌شان در سال‌هاي آينده اعتراض كرده و نظر مقامات كشور را نسبت به تغييرات آب و هوا و اثرات آن بر شغل چوپاني آگاه سازند. اصل خبر راديو را در اين آدرس هم مي‌توانيد بخوانيد.[1]

به دانشگاه كه رسيدم، پاي اينترنت نشستم و ديدم كه اين بخشي از يك اعتراض چندين ساله است. گويي چوپانان هر سال راهي مادريد مي‌شوند تا نسبت به تخريب محيط‌زيست و چراگاه‌هاي گوسفندان اعتراض كنند. اين اعتراض بخشي از اعتراض چوپانان به حفاظت نامناسب از قريب 78 هزار مايل مسيرهايي است كه در اسپانيا چوپانان در طول دوره چراي گوسفندان از آن‌ها استفاده مي‌كنند.[2] اين راه‌ها طبق قوانين اسپانيا تحت حفاظت هستند ولي در عمل به‌واسطه ساخت مسكن، راه و بقيه تأسيسات عمراني به حيطه اين راه‌ها تجاوز مي‌شود. در مجموع در سال 2006 دامداران مالك بيش از يك ميليون گوسفند و گاو به جنبشي پيوسته‌اند كه هدف‌اش اعتراض به اين تجاوزات و حفظ حقوق چوپانان بوده است. در ضمن چوپانان نسبت به  گرم شدن زمين و افزايش دي اكسيد كربن كه در درازمدت سبب تخريب مراتع و ناامني شغلي براي ايشان مي‌شود هشدار داده‌اند.

واقعا افتضاح دموكراسي به اينجا انجاميده كه نزديك دو دهه است به يك عده چوپان كه چيزي سرشان نمي‌شود – چوپان از گرم شدن هوا، افزايش دي اكسيد كربن، حفاظت محيط‌زيست و توسعه پايدار چه مي‌فهمد – اجازه مي‌دهد گوسفندان‌شان را هي كنند وسط شهر مدرني مثل مادريد. مادريد شهري با همه زيبايي‌هاي توريستي و رؤياهاي لاتيني، بايد ميزبان يك عده چوپان و گوسفند باشد. گوسفندها شهر را شلوغ مي‌كنند، ترافيك درست مي‌كنند، فهم هم كه ندارند و پشكل مي‌ريزند و كار شهرداري را زياد مي‌كنند، و وجهه ملي اسپانيا را پيش توريست‌ها و دوربين‌هاي تلويزيوني خراب مي‌كنند. تازه هنوز آثار گندكاري‌هاي امسال جمع نشده، سال بعد از راه مي‌رسد و دوباره روز از نو روزي از نو، ادرار مي‌كنند به در و ديوار شهر؛ ماشين شهرداري بيار و پشكل بار كن. اين‌ها همه مصيبت‌هايي است كه شهرداري مادريد از بابت دموكراسي متحمل مي‌شود. اگر اولين باري كه چوپانان دهاتي اين كار را كردند، گوسفندان‌شان را مي‌بردند كشتارگاه و لاشه‌شان را يك سوم قيمت مي‌فروختند، ديگر نه شهرداري به عذاب مي‌افتاد و نه شهر بوي آغل مي‌گرفت. بوي افتضاح دموكراسي هم در اخبار جهان نمي‌پيچيد.


[1] . http://www.iribnews.ir/VmkNews.aspx?ID=V580430

[2] . http://www.foxnews.com/story/0,2933,228922,00.html

|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در دوشنبه 4 آبان1388 و ساعت 11:3 | 
نظرخواهی درباره حذف صفرهای پول ملی

در خبرها از قول یک مقام بانک مرکزی آمده بود: «با طراحی سایت ویژه، برای حذف صفرهای اضافی از پول ملی از مردم نظرسنجی می‌شود.» از چند منظر می‌توان به این جمله فکر کرد و نکاتی را در آن مشاهده نمود.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در جمعه 3 مهر1388 و ساعت 19:49 | 
ققنوس علوم انسانی- قسمت اول

چندی است بحث شدیدی درباره علوم انسانی، جایگاه آن‌ها و مهم‌تر از همه اتهامات‌شان مطرح شده است. من شخصا معتقدم وقتی بحث درباره یک رشته از علوم از حیطه آکادمی خارج می‌شود و راه به سیاست می‌برد، مداخله در چنین بحثی بی‌فایده است. اما رؤیت برخی نوشته‌ها نیز چون سوهان روح آدم را می‌خراشد و شاید از سر غیرت علمی و نمی‌دانم چیزی شبیه به این باید حداقل چند جمله‌ای بنویسی تا از درد درونی و نعره‌های وجدان – که البته این روزها متاع کمیابی است – خلاصی یابی.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در پنجشنبه 26 شهریور1388 و ساعت 2:13 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar