تبليغاتX
سفر به دیگری
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
توفیق اجباری (8) – درس معرفت‌شناسی

تعداد دانش‌آموختگان رشته‌های علوم انسانی در داخل کلاس زیاد نبود. من، طهمورث بشیریه و فرد دیگری که الهیات خوانده بود و اتفاقا مثل من از رشته مهندسی صنایع راهی علوم انسانی شده بود. کلاس معرفت‌شناسی برقرار بود و استاد درس سر کلاس حاضر شدند. درس شروع شد و به تدریج که پیش رفت بر ابهام‌های اعضای کلاس افزوده شد.

در درجه اول این سؤل مطرح بود که چرا باید اعضای هیئت علمی چنین درسی را تجربه کنند. غیر از ما سه نفر که علوم انسانی خوانده بودیم بقیه کلاس نام این درس را نیز نشنیده بودند. استاد درس هم بر ابهام‌ها افزود. اول سخن از این گفته شد که «سؤالاتی درباره چرایی آمدن، رفتن و زندگی انسان» از جمله سؤالات معرفت‌شناسی هستند. تا به آن لحظه چنین عبارتی درباره معرفت‌شناسی نشنیده بودم. ولی وقتی استاد با کلی مکث و اتلاف وقت درباره معیارهای صدق و کذب و پرداختن معرفت‌شناسی به ارزیابی اعتبار گزاره‌ها سخن گفت، احساس کردم حداقل تعریف قابل قبولی از معرفت‌شناسی ارائه شده است. در این میان استاد سری هم به یونان باستان زد و درباره لاادری‌گری در تاریخ فلسفه سخن گفت و سر از منطق درآورد.

استاد در حالی سر از فلسفه یونان درآورد که بسیار نامنسجم سخن می‌گفت و با تمام وجود احساس می‌کردم این جماعت حاضر در کلاس که احتمالا با مجموعه پیش‌فرض‌های متداول درباره چرند بودن علوم انسانی وارد کلاس شده‌اند، دیگر به این خصیصه علوم انسانی ایمان آورده‌اند. دقیقا به همین دلیل بود که هنوز نیم ساعت از کلاس سپرس نشده بود که خستگی و بی‌حوصلگی آشکار شد. اعضای محترم هیئت علمی تاکتیک‌های دانشجویی برای منحرف کردن بحث را به‌کار گرفتند و در نهایت کلاس از بحث درباره مبانی اخلاق سر درآورد. چند دقیقه نگذشته بود که استاد وارد دنیای خاطره‌ها شد و حاضرین نفس راحتی کشیدند.

کلاس معرفت‌شناسی دو بار بیشتر تشکیل نشد و در نهایت استاد درس در مجموع دو جلسه حتی نتوانست تعریف روشنی از این درس ارائه کند. جلسه دوم نیز عاقبتی جز خاطره‌گویی، شوخی و مباحثی درباره اخلاق در بر نداشت.

تا آخر دوره نیز نتوانستم درک کنم که چرا باید درس معرفت‌شناسی در این دوره ارائه شود. مهم‌تر این‌که چرا باید چنین درس فلسفی و پیچیده‌ای توسط یک استاد غیرمتخصص در این زمینه ارائه شود، استادی که در طول دو جلسه حتی نتوانست تعریفی از معرفت‌شناسی ارائه کند. این شیوه برگزاری کلاس‌ها برای اعضای هیئت علمی جذابیتی نداشت و از همین‌رو تحمل کلاس برای این مباحث و یاد گرفتن آن‌ بسیار اندک بود. برگزاری کلاسی با این ویژگی‌ها نه سودی برای جماعت عضو هیئت علمی در بر داشت و نه فضای مناسبی برای مدرس کلاس وجود داشت و نه برنامه‌ریزان چنین کلاسی توانستند به اهداف‌شان – که به سختی می‌شد فهمید چه هدفی داشته‌اند – دست یافتند.

اساسا عملکردهای این‌چنینی سبب مخدوش شدن اعتبار و اهداف یک دوره آموزشی نظامی می‌شوند. معرفت‌شناسی درسی نیست که در 4 یا 6 جلسه به عده‌ای غیرمتخصص در زمینه علوم انسانی که تمایلی به درس گوش کردن ندارند ارائه شود. از همین‌رو خیلی زود این تصور به ذهن متبادر می‌شود که «این کلاس‌ها هم برای وقت پر کردن است و ما را سر کار گذاشته‌اند». شیوع چنین تفکری در بین جمع، اعتبار یک دوره آموزشی را مخدوش کرده و خیلی زود همه چیز بازیچه می‌شود.

تصور می‌کنم این ماجرا در بسیاری از دوره‌های آموزشی این کشور تکرار می‌شود. هر کجا آموزش ضمن خدمت، یک دوره کلاس فشرده چند روزه، یک کارگاه آموزشی یا ... برقرار است، برنامه‌ریزی نادرست و استفاده از ابزارهای ناکارآمد – استاد ناوارد، کلاس نامناسب و ... – سبب می‌شود تصور تشریفاتی بودن آموزش به ذهن متبادر شود. کلاس معرفت‌شناسی نیز این نقش را به خوبی ایفا کرد.

به این فکر می‌کردم که بدنه دانشگاه‌ها در کشور به‌طور سنتی به علوم انسانی به دید حفظ‌کردنی‌های به دردنخور نگاه می‌کند. در حالی که جمع‌هایی نظیر دوره آموزشی مذکور می‌توانست کانونی برای آشنایی بیشتر با علوم انسانی و مفاهمه بیشتر میان اعضای هیئت علمی باشد، این کلاس معرفت‌شناسی عمیقا به استوار شدن تصورات اساتید رشته‌های غیرعلوم انسانی نسبت به این رشته‌ها کمک کرد. اگر معرفت‌شناسی همان باشد که آن‌ها در آن کلاس تجربه کردند، کل علوم انسانی بر باد است. شاید خیلی‌ها از حصول چنین نتیجه‌ای خرسند باشند.

 

|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در سه شنبه 30 مهر1387 و ساعت 7:20 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar