تبليغاتX
سفر به دیگری
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
تاکسی‌زدگی و پوزیتیویسم

این واژه تاکسی‌زدگی را دقیقا بدون آن‌که قبلا درباره آن فکر کرده باشم، حین یک سخنرانی درباره ضرورت مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری، به زبان آوردم و اکنون فکر می‌کنم که شرحی بر یک واقعیت جامعه ایران است.

حین سخنرانی درباره مشروعیت داشتن نظام سیاسی در ایران و ارائه برخی شاخص‌های دیگر درباره ابعاد نگرش‌ها و رفتارهای سیاسی مردم ایران، داده‌هایی برگرفته از یک تحقیق پیمایشی – که داده‌های آن با استفاده از پرسشنامه در سطح ملی جمع‌آوری شده بود – ارائه می‌کردم و چند بار هم به داده‌های نظرسنجی‌ها ارجاع دادم. تعداد زیادی در همان جمع با حرف و نگاه نشان دادند که داده‌ها اعتبار ندارند و اصلا استفاده از ارقام و اعداد برای بیان واقعیت‌های سیاسی جامعه ایران، پوزیتیویسم افراطی است. در چشم‌ها و حرف‌های‌شان می‌شد خواند که می‌پرسند: اگر می‌گویی نظام سیاسی در ایران مشروعیت دارد، پس این همه آدم ناراضی که هر روز می‌بینیم که دائم نق می‌زنند و از گرانی و ... می‌نالند، پس از چه چیزی حکایت دارند؟

درست می‌گفتند. آدم‌های زیادی هر روز در کوچه و خیابان و بالاخص در تاکسی‌ها کنار ما می‌نشینند و از بسیاری مشکلات می‌نالند و گاه بد و بیراهی هم نثار فلان مدیر می‌کنند. اگر شاخص ارزیابی مشروعیت هر نظام سیاسی همین رفتار و گفتارها باشد، هیچ نظام سیاسی در جهان مشروعیت ندارد. در غرب همه این غرغرها را در روزنامه‌ها می‌نویسند و رسانه‌ها صدها بار بازگو می‌کنند.

از آن روز به بعد، آدم‌های زیادی مرا به خاطر گفتن آن داده‌ها نقد کرده‌اند و جالب این‌که به محافظه‌کاری هم متهم شده‌ام. اما این گروه در برابر این سؤال که برای شناخت دیدگاه‌های مردم باید به چه چیزی اعتماد کرد پاسخی ندارند. آیا تن دادن به تحقیق اجتماعی که با صد ملاحظه روش‌شناختی و در سطحی قابل تعمیم انجام می‌شود، بنیانی متزلزل‌تر از شناخت مردم و تعمیم دادن استنتاج‌های‌مان بر اساس دیدگاه‌های چند آدم مسافر تاکسی دارد؟

اکنون عمیقا بر این باورم که وقتی جامعه‌ای با پیچیدگی‌های بسیار، از نعمت گردش آزاد اطلاعات و بالاخص توزیع شفاف و گسترده اطلاعات مربوط به پژوهش‌های اجتماعی محروم باشد و افکار عمومی در جریان نظرات عموم جامعه درباره مسائل مختلف قرار نگیرد، همگان در فضایی از توهم شناخت متقن و تعمیم‌پذیر به سر می‌برند. شناخت‌هایی که از هم‌صحبتی‌های درون تاکسی به دست می‌آیند، شناخت‌هایی قابل اتکا تلقی می‌شوند و در مقابل شناخت اجتماعی حاصل از مداقه‌های روش‌شناختی، به طعن پوزیتیویسم طرد می‌شود. این تاکسی‌زدگی و توهم شناختی، دامنه‌ای فراتر از آدم‌های معمولی دارد و سیاستمداران را نیز در خود فرو می‌برد. به راستی جامعه ایرانی برای گریز از توهم شناختی و تاکسی‌زدگی، به دوران بلندمدتی از انجام پژوهش اجتماعی، افکارسنجی و نشر گسترده شناخت‌های حاصل از روش‌های علمی نیاز دارد تا بتواند توهم دیدن‌های کوتاه‌برد را از خود دور کند. جامعه ایران به دوران طولانی‌مدتی از تمرین کردن برای پذیرفتن منطق و عقلانیت مندرج در علم‌الاجتماع مدرن نیازمند است. دورانی که در آن آمادگی لازم برای تمایز قائل شدن میان کوتاه‌بینی و نگاه کیفی روشن شود.

|+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در شنبه 12 اردیبهشت1388 و ساعت 12:37 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar