| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
چرا ميرحسين كانديداي برتر است؟ (قسمت اول)
هميشه معتقد بودهام آدم، بالاخص آنها كه اهل دانشگاه، تحقيق و علم هستند، بايد براي كاري كه ميكنند يا نميكنند نظريه داشته باشند. بايد بدانيم چرا كاري انجام ميدهيم يا نميدهيم. آنچه در چند بخش خواهم نوشت، خلاصه ايدههايي است كه براي رأي دادن به ميرحسين و تشويق ديگران براي اين كار دارم. ميرحسين، رهبر ائتلاف بازها و كبوترها نظريههاي جديد گذار به دموكراسي، بر پيدايش شرايط مصالحه ميان كبوترهاي سياست (دموكراسيخواهان بيرون از قدرت) و بازها (اقتدارگرايان قدرتمند) تأكيد بسيار دارند. به گمان من دولت ميرحسين موسوي، شرايط مصالحهاي نه چندان مذاكره شده و دلخواه ولي اجباري ميان اين دو گروه را فراهم كرده است. بازها به راحتي تن به مصالحه نميدهند و اين جبر شرايط است كه آنان را در چنين وضعيتي قرار داده است. اگرچه بازها بر طبل موفقيت اقتصادي ميكوبند، اما اين وضعيت بيش از هر چيز محصول سرمستي باقيمانده از انفجار قيمت نفت و تأثيرگذاري ديرهنگام بحران اقتصادي جهاني بر اقتصاد ايران است. آگاهان اقتصادي ميدانند كه هنوز آثار ركود تورمي تماما آشكار نشده است، دلارهاي نفتي هنوز به خزانه سرازير ميشوند. عميقتر شدن بحران و آشكار شدن اثرات درازمدت انفجار نقدينگي در سه سال گذشته، بحران بازار مسكن و تأثير آن بر نرخ بيكاري و بيشتر شدن اثرات تحريمها در درازمدت، شرايط نامناسبتري براي اقتصاد ايران رقم خواهد زد و به سختي ميتوان اين اثرات را با رويه فعلي مديريت كشور كنترل كرد. اگرچه همواره به پشتوانه مشروعيت داخلي ميتوان در برابر فشار نظام بينالمللي مقاومت كرد، اما توأمان شدن اثرات بحرانهاي اقتصادي و تداوم فشار بينالمللي، سرانجام پيشبينيناپذيري دارد كه اگرچه ميتوان به سرانجام خوش آن دل بست، ليكن عرصه سياست واقعي و محاسبه خطر، چنين گزينهاي را نامطلوب ميسازد. بازها به تعميق شكافهاي ناشي از تداوم وضع موجود در بين خود نيز نگاه مثبتي ندارند. سيل انتقادها از شيوه مديريت كشور و بيتوجهي به نظرات زعماي راستگرايان، در سه سال گذشته آشكار بوده است. در چنين اوضاعي، راستگرايان به گزينهاي براي تغيير انديشيدهاند. طرح دولت ائتلافي محسن رضايي بارزترين شكل اين انديشه بوده است. بازها ترجيح ميدادند بازي انتخابات بدون حضور كبوترها و در رقابتي ميان رئيس جمهور فعلي و منتقدان راستگراي وي انجام گيرد. ليكن ورود سيدمحمد خاتمي به صحنه اين بازي را تخريب كرد. براي راستگرايان، ميرحسين گزينهاي به مراتب بهتر از محمد خاتمي است. وي نخستوزيري ارزشي است و اگرچه از اصولي سخن ميگويد كه با اصولگرايي همه اصولگرايان موجود فقط شباهت واژهاي دارد، ليكن به هر حال در گفتمان عمومي، پيروزي وي را ميتوان اصولگرايانه جا انداخت. ميرحسين در سن 68 سالگي، با سابقه نخستوزيري امام خميني (ره)، سخن گفتن از اصولگرايي، داشتن پايگاهي عميق در بخشي از بدنه نظاميان دوران جنگ، وجههاي مذهبي و سابقه مبارزاتي، در صورت پيروزي، ميتواند ضربهاي سخت به اردوگاه بازها تلقي نشود. به هر حال پيروزي او سويهاي اصولگرايانه دارد و به اندازه پيروزي محمد خاتمي، گفتمان اصولگرايان را در محاق ناكامي فرو نخواهد برد. اصولگرايان ميتوانند اميد داشته باشند زعماي خود را كه نتوانستند در كابينه نهم براي آنها جايي بيابند، در كابينه ميرحسين بيابند. از همينرو كساني از حضور قاليباف يا حتي لاريجاني و ناطق نوري در كابينه ميرحسين سخن ميگويند. بازها اميدوارند، به اين ترتيب در سايه دستآوردي قابل قبول از محل معارضه گفتمان اصولگرايي و اصلاحطلبي، سهم خويش را در قدرت كاملا نبازند و همزمان با شيوه ديگري از مديريت كه در ميرحسين سراغ دارند، از مسير بحرانهاي اقتصادي و بينالمللي سر به سلامت برند. كبوترها نيز مشي ميرحسين را به خود نزديك مييابند. آنها نيز ميدانند كه اصولگرايي ميرحسين از جنس مجلس هفتم، هشتم و دولت نهم نيست. حمايت سيدمحمد خاتمي از ميرحسين و نزديكي اين دو، ارتباط نزديك با مجمع روحانيون مبارز، جبهه مشاركت و سازمان مجاهدين، و سهم اين گروهها در برد احتمالي ميرحسين، وي را از جاي دادن بزرگان اين گروهها در كابينه ناگزير خواهد ساخت. در يك محاسبه به سبك آنچه در نظريه بازي (Game theory) انجام ميشود، بردن بازي با خاتمي احتمال وقوع بيشتري داشت، اما دستآورد آن احتمالا در جريان درازمدت معادله قدرت در ايران، كمتر بود. همراهي با ميرحسين و سهم كمتري از قدرت، ليكن كار كردن در فضايي امنتر با مشاركت عقلاي راستگرا، دستآورد بيشتري خواهد داشت. وضعيت حاضر و مصالحه كبوترها و بازها در قالب دولت ائتلاف ملي ميرحسين، محصول شرايط ساختاري نظام جهاني دولتها (شرايط قدرت سياسي و نظامي بينالمللي)، شرايط نظام جهاني بازار، اعمال سياستهاي داخلي در اقتصاد، بيماريهاي مزمن اقتصاد ايران، و بيمهاي ايجاد شده ناشي از تغيير تركيب قدرت سياسي نيروهاي شريك در حاكميت در اثر تحولات 4 سال اخير است. تنها ميرحسين است كه كبوترها و بازها بر توانمندي وي براي رياست كردن بر ائتلاف اين دو گروه توافقي پنهان دارند. سيدمحمد خاتمي شايد از همين منظر حضور ميرحسين در صحنه انتخابات را كمهزينهتر ميدانست. |+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در چهارشنبه 16 اردیبهشت1388 و ساعت 13:22 |
|
درباره وبلاگ
![]() محمد فاضلی، مدرس جامعهشناسی و انسانشناسی دانشگاه مازندران هستم. گاهی اوقات که مصائب زیستن دست از سرم برمیدارند، فکر میکنم و برخی از آنها را مینویسم. به دفترچه خاطرات شبیه است و برخی لحظههای زندگی را ثبت میکنم. بهانهای است برای بودن و انگیزهای است برای رفتن.
منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
آبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آرشيو موضوعی
تجربه سفر به انگلستانتحلیل های اجتماعی درباره ایران نوشته های شخصی پيوندهای روزانه
حمایت 203 نفر از اساتید دانشگاههای مازندران از مهندس میرحسین موسویبیانیه 82 نفر از جامعه شناسان آرشيو پیوندها پيوندها
فرهنگشناسي (نعمت الله فاضلي)موسیقی ایرانی دکتر عباس کاظمی شوخی با فرهنگ و اجتماع (امیر هاشمی مقدم) دکتر ناصر فکوهی (انسان شناسی) روزنه ای برای یک انسانشناس قال و قیل محمد رضا کلاهی جامعه شناسی و انسان شناسی توریسم جامعه ایرانی - مدرنیته ایرانی (دکتر تقی آزاد ارمکی) جامعه شناسی زمینی (دکتر رحمت الله صدیق سروستانی) نوشته های دکتر نادر رازقی قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |