| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
سرباز وطن
دنیای هنر همیشه گویاترین زبان برای بیان عمیقترین گفتهها و ناگفتههای آدمیان است. دیشب و امشب، وقتی برای دلم گرفت و دلم و دیدهام آماده باریدن بود، فرصت کردم تا دو اثر هنری ببینم و یاد و خاطره خیلی چیزها زنده شود. یکی دو ماه پیش، تلویزیون انگلستان ماجرای دو سرباز جنگ جهانی اول را نقل میکرد. به این روایت که: دو سرباز انگلیسی در جبهه جنگ بیمار زخمی میشوند. پس از بازگشت به پشت جبهه و مداوا، مدعی میشوند که بیمارند و قادر به بازگشت به جبهه نیستند. دادگاه نظامی این دو نفر را به جرم تمرد و گریز از جبهه به اعدام محکوم میکند. حال پس از 80 سال بررسی دوباره شواهد پزشکی و مجموعهای از اسناد دیگر – و احتمالا بررسی شواهد در چارچوب دانش امروز – نشان داده بود که این دو سرباز دروغ نمیگفته و بهانه نمیتراشیدهاند. نزدیک به یک هفته، هر روز این خبر تکرار میشد که: حال پس از مشخص شدن این واقعیت، نام این دو سرباز به فهرست شهدای انگلستان در جنگ جهانی اول اضافه شده است. چنان تلویزیون انگلستان با احترام و آب و تاب از این افراد یاد میکرد و داستان را حکایت میکرد، گویی سربازان زندهاند و انگار نه انگار که 90 سال از ماجرا گذشته است. هنوز برای مردم انگلستان، رسانهها و دولت، کشتههای دو جنگ جهانی بیاندازه محترماند. هنوز یاد و خاطرهشان گرامی داشته میشود. و هنوز آنقدر این موضوع اهمیت دارد که شواهد و مدارک پزشکی 90 سال پیش را برای کشف حقیقتی درباره دو سرباز بررسی کنند. فرصتی پیش آمده بود تا در غربت، غربت دلم، به آخرین اثر رسول ملاقلیپور که همسرم از تهران برایم فرستاده بود نگاه کنم. جدای از همه زیباییهای فیلم، ناخودآگاه یاد شیوه برخورد جامعه ما و جامعه انگلستان با قهرمانان جنگ افتادم. هنوز بیست سال از پایان یافتن جنگ نگذشته است. اما جامعه ایران به اندازه کافی با عباسهای «آژانس شیشهای» حاتمیکیا، سعیدهای «میم مثل مادر» ملاقلیپور، بد تا میکند. آنقدر بد که انگار نه انگار اینها سرباز وطن یا بازمانده جنگی هستند که جدای از همه زشت و زیبایش، حداقل دست دشمن را از ما دور داشته است. داستان شیمیاییهای بازمانده از جنگ، مرا به روزی برد که برای همیشه در ذهنم حک شده است. اولین خانهای که پس از آغاز زندگی مشترک اجاره کرده بودیم، در یکی از کوچههای خیابان کرمان واقع در نارمک تهران بود. شش ماه بیشتر ساکن آنجا نبودیم. اما در همین مدت با همسایهای که در طبقه اول ساکن بود گرم گرفته بودم. یک جانباز شیمیایی بازمانده از جنگ. دوست داشتنی و در بین اهالی آن ساختمان از همه قابل احترامتر بود. جوان بود و کودکی سه ساله داشت. روز آخر وقتی میخواستیم از آن ساختمان برویم، خواستم از او خداحافظی کنم. جملهای گفت که برای همیشه در یادم خواهد ماند. با همه صداقتش گفت: آقای فاضلی دعا کن آنقدر زنده بمانم تا پسرم 15 ساله شود. هنوز یاد این گفته دنیای مرا خراب میکند. بعدها وقتی پدر شدم، بیشتر به درد پنهان در این کلام پی بردم. از طرف سازمانی که مسئول رسیدگی به امور اینگونه مجروحان شیمیایی است، یک کپسول اکسیژن به او داده بودند که از بس بزرگ بود، نمیتوانست با خودش حمل کند. هزینه آمپولهایی را که نیاز داشت خودش میپرداخت و همه آرزویش این بود که تا 15 سالگی کودکش را ببیند و بعد از پا درآید. رفتار جامعه انگلیس با دو سرباز 90 سال پیش را مقایسه کنید با رفتار جامعه ما با این سربازان وطن. به اینها که فکر میکنم، تصور میکنم، ملاقلیپورهای زیادی باید بیایند تا فریاد بازماندگان جنگ را بازگو کنند. نه از آن جهت که دردی از آنها دوا شود، بلکه از آن جهت که شاید ما جامعه انسانیتری بسازیم. |+| نوشته شده توسط محمد فاضلی در پنجشنبه 2 فروردین1386 و ساعت 0:3 |
|
درباره وبلاگ
![]() محمد فاضلی، مدرس جامعهشناسی و انسانشناسی دانشگاه مازندران هستم. گاهی اوقات که مصائب زیستن دست از سرم برمیدارند، فکر میکنم و برخی از آنها را مینویسم. به دفترچه خاطرات شبیه است و برخی لحظههای زندگی را ثبت میکنم. بهانهای است برای بودن و انگیزهای است برای رفتن.
منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
آذر 1388آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آرشيو موضوعی
تجربه سفر به انگلستانتحلیل های اجتماعی درباره ایران نوشته های شخصی پيوندهای روزانه
حمایت 203 نفر از اساتید دانشگاههای مازندران از مهندس میرحسین موسویبیانیه 82 نفر از جامعه شناسان آرشيو پیوندها پيوندها
فرهنگشناسي (نعمت الله فاضلي)موسیقی ایرانی دکتر عباس کاظمی شوخی با فرهنگ و اجتماع (امیر هاشمی مقدم) دکتر ناصر فکوهی (انسان شناسی) روزنه ای برای یک انسانشناس قال و قیل محمد رضا کلاهی جامعه شناسی و انسان شناسی توریسم جامعه ایرانی - مدرنیته ایرانی (دکتر تقی آزاد ارمکی) جامعه شناسی زمینی (دکتر رحمت الله صدیق سروستانی) نوشته های دکتر نادر رازقی قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |